برهان الدين محقق ترمدى

40

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

عقيق تو بايد 94 شكر چه سود كند . شيطان از آن سرنگون شد كه گفت : « تو اينى تو آدميى همين ظاهرى » سرنگون شد تو مگو اينى سربالا شو ( و ما الدّين دون العلم الّا سسه [ 1 ] * و ما العيش دون المال الا التّذلّل فكن يافتى للعلم و المال جامعا * فدونهما العمر يعمى و يرذل ) [ 2 ] تا ساجدست به رويش مىانداز تا مسجود شود آنگه در برش گير ( تو حق مىگزار ) [ 2 ] و پيشكش مىفرست : آنگه كه چنان شوى كه بودى با من * آنگاه چنان شوم كه بودم با تو و در حال وصال طمع مدار همين [ 3 ] لن‌ترانى « 1 » مىشنو و به حكم حال ارنى « 1 » مىگوى و بتن و مال مىگوى اين بستان و ارنى « 1 » و او مىفرمايد [ 4 ] شرط تمام نيست لن‌ترانى « 1 » رخت از ظلّ آب دنيا بردار و زير ظلّ آفتاب دل رو و ظلّ آن آفتاب [ 5 ] مظلم نشود جون منسوب است ( آن آفتاب ) [ 2 ] بدل كى لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ « 2 » سايهء آن جسم شيخ [ 6 ] است السّلطان 95

--> ( 1 ) - ظ : مسبّة ( 2 ) - سل : ندارد . ( 3 ) - سل : هين ( 4 ) - سل : مىگويد ( 5 ) - سل : رو كه ظل آن آفتاب دل ( 6 ) - سل : مبارك شيخ ( 1 ) - قرآن كريم ، الاعراف / 143 ( 2 ) - قرآن كريم ، النور / 35